گفتی: هروقت خواستی گریه کنی
برو زیر بارون که نکنه یه نامردی اشکتو ببینه و بهت بخنده ..
.
گفتم: اگه بارون نیومد چی؟
گفتی: اگه چشمه قشنگه تو بباره آسمون گریش میگیره ...
گفتم: یه خواهش دارم
وقتی آسمون چشمم خواست بباره تنهام نذار
گفتی: به چشم ...
حالا امروز من دارم گریه میکنم
اما آسمون نمی باره ... تو هم اون دور دورا ایستادی و داری بهم میخندی . . . !
سرنوشت...
ما را در سایت سرنوشت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 76